میثاق عاشقانه

تو را که دارم دنیا مال من است


دیگر آرزویی ندارم ، همان یک آرزوی من ، همیشه با تو بودن است


صدای طپشهای قلبم ، هنوز باور ندارم که عاشقم


هنوز باور ندارم که بدون تو هیچم


اگر تو نباشی ...

آری عزیزم ... میمیرم


تو را که دارم ، عشق را با تمام وجود حس میکنم


لطافت عشق را لمس میکنم ، برای چند لحظه نفس را در سینه حبس میکنم

و یک نفس فریاد میزنم عشق من دوستت دارم


نمیدانم باور کرده ای که تنها تو را دارم 


باز هم میگویم عزیزم ، تو آنقدر خوبی که من لیاقت تو را ندارم


درهای قلبم را بر روی همه بسته ام

هنوز در شور و شوق این عشق به حقیقت پیوسته ام


وقتی که فکر میکنم که با توام

نه معنی تنهایی را میدانم و نه حس میکنم که خسته ام


اینک که دارم برایت از احساسم نسبت به تو میگویم

میدانم لحظه ای که آن را برایت میگویم تو با شنیدن این احساس اشک میریزی


پس همین حالا خواهش قلبم را بپذیر و اشک نریز ،

اینها همه حرف دلم بود عزیز


من که گفتم اشک نریز ، پس چرا اینک چشمهایت شده خیس؟

قطره های اشکت بر روی قلبم ریخته


قلبم با تمام وجود طعم شیرین عشق را با تو چشیده


نمیدانی چقدر خاطر تو برایم عزیزه


تا به حال یار وفاداری را مانند تو ندیده


تو را که دارم دنیا مال من است،


دیگر آرزویی ندارم چون همان یک آرزویم که تو بودی به حقیقت پیوسته است!



+ نوشته شده در  90/10/14ساعت 20:39  توسط ترانه  | 

چقدر خوبه ادم یکی  

را دوست داشته باشه

نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه

نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه به خاطر اینکه  

تنهاست و نه از روی اجبار بلکه

  به خاطر اینکه اون شخص

ارزش دوست داشتن رو داره

خدایا: به من دلی بده که لیاقت عاشق شدن راداشته باشد

خدایا:به  من سینه ای بده که گنجایش عشق مجبوبم راداشته باشد

خدایا : به من چشمی بده که توانایی دیدن جمال یار راداشته باشد

خدایا : مراآ ن قدر زنده نگه دار که توان عاشق شدن را داشته باشم.


+ نوشته شده در  90/09/24ساعت 16:46  توسط ترانه  | 

یه حالی دارم این روزا

نه ارومم نه اشوبم

به حالم اعتباری نیست

تو که باشی منم خوبم...

+ نوشته شده در  90/09/24ساعت 16:18  توسط ترانه  | 

میخوام بگم...




تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..




می خوام بگم تو دنیای منی ..




می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..



می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!



می خوام بگم شدی مجنون عشقم



می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !



می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..



می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!




می خوام بگم نبودنت برام آخر دنیاس!!!



می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم



می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …



می خوام بگم طاقت هجرتو ندارم



می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم



می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقترتم...



می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!



می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!



می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..



می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …



می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!



می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!



می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..



می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!



می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!



تقدیم به خود خودت

+ نوشته شده در  90/09/24ساعت 16:13  توسط ترانه  | 

انتظار دیدار

منتظر لحظه ای هستم
که دستانت را بگیرم
در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم
که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....
از عشق تو.....از داشتن تو...
اشک شوق ریزم
منتظر لحظه ای مقدس که تو را در
آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم
آری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم
دوستت دارم عشق من

+ نوشته شده در  90/09/24ساعت 13:2  توسط ترانه  | 

میثاق عاشقانه

برای امروز و فردا
عهد می بندم
نهایت شادی را به تو هدیه کنم.


عهد می بندم
نه در صداقت تو شک کنم و نه بی اعتماد ،
بلکه در حیات تو را با رشد و ژرفای بیشتری غنا بخشم.



عهد می بندم هرگز تلاش نکنم تا تو را تغییر دهم

بلکه تغییراتی را که خود میپذیری
بپذیرم.
و محبت تو را می پذیرم بی آنکه دغدغه فردا داشته باشم ،
چون می دانم
فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت.



بیرون ، طوفانهاست و ناشناخته ها ،

ما ، اما ، در کنار هم ، در امنیت
گرم آرمیده ایم.



من و تو
نه فرصت ها می توانند عشق مرا تغییر دهند ،
و نه گذشت زمان می تواند آسیبی به آن برساند .



زمین با تمام هنرهایش ، شعر و موسیقی و ثروتش
چگونه تواند پهلو زند با عشقی که می یابیم ،
و از آن خود می سازیم.



بگذار تا همیشه

حقیرترین غمها
یا ناچیزترین شادیهای خود را به هم بگوئیم…
این اعتماد ها
این همدلی با شکوه
هر دو حق و وظیفه عشق اند.



در دنیا هیچ چیز شگفت انگیز از احساس سهیم کردن

دیگران نیست ،
و هیچ شادیی نمی تواند با گرمای حاصل از عشق ورزیدن
برابری کند.



عشق چیره نمی شود ،

عشق می پرورد
عشق توان دارد
که در یک لحظه آن کند
که رنج به سختی می تواند در یک عمر فراهم آورد .



از این که در کنارم هستی ، بسیار شادمانم.



بودنت یاریم می کند که در یابم ،
جهان تا کجا زیباست.



تقدیم به آنکه با تمام وجود حس بودنش در وجود آدمی رخنه می کند



+ نوشته شده در  90/09/24ساعت 11:57  توسط ترانه  | 

در قلب منی.....

قلبم را دادم به تو که عشق منی



با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی
با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی
با تو میروم ، میروم هر جا که بروی….




همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم



نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم



چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند، آنچه پنهان است در پشت نگاهت دنیای عاشقانه من است



همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت ، می تابم و و میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی که چقدر تو را دوست دارم ، دیوانه توام…



چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ، چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را



پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگتم



خبر داری از دل تنگم ، وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا عشقم

همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی که بی تو رفته باشم…



همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو



جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو




همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو….



تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد به این تنی که روحش در وجود تو است



روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان ، با عشق روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم…



همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی و من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم…



تقدیم به او که نفسمان ز اوست

+ نوشته شده در  90/09/24ساعت 0:0  توسط ترانه  |